طوایف طیبی

بنام خدا

سلام و عرض ارادت دارم خدمت طیبی های عزیز از سراسر ایران زمین

 

سلام

اكثریت ایل طیبی لر هستند و طوایف لر از ایل طیبی نام برده شده و سایر طیبی ها ایران ( برخی طوایف در بقیه ایلات لر و مناطق غیر لر هم وجود دارند ) .


٢٢ طایفه لر

 

اولاد
بصره ای

تاج الدین طیب
تارضایی
تاحسین شاهی
تامرادی
تامحمودی
تاملكی
تاماولی
تاویسی

خواجه
خوانین
دزكی
روتلخی
سلیمان شهرویی
سماعیلی (سه مالی )

عالی طیب
غندی
قنبری
گیوه چرمی
سادات طیبی
كرایی( منظور كرایی های طیبی هستند)

 

 

برادران ایل طیبی مقیم استان های البرز
( کرج ‌.طالقان. سهیلیه. پرند )
تهراندشت . تهران . لواسان
مازنداران .( قائم شهر و آمل و سوادكوه و ساری و ..)

نیشابور و خراسان
اسفراین
طیبی های استان فارس
طیب لو قشقایی
بوشهر و فارس و خوزستان و
كهگیلویه و بویراحمد

شهر اسفرورین و... استان قزوین تات زبان
طیبی های زنجان
كازرون و جهرم و قطب آباد
قیر و كازین
صفاشهر
دماوند
تبریز
نطنز
یزد
كرمانشاه
و...

همه در گروه ایل طیبی جمع هستن كه به زبانهای لری و فارسی و تركی و تاتی و مازنی و..... صحبت میكنن / پس زبان رسمی گروه فارسی می باشد .


باامید خدا اطلاعات تكمیلی كم كم و بیشتر از تبعید و جابجایی و... .... این عزیزان در كانال طیبی قرار میگیرد . كمتر از چند ماه دیگر كتاب تاریخ طیبی چاپ خواهد شد كه پرده از اسرار زیادی بر خواهد برداشت .

امیدواریم در همایش های سالیانه در
مناطق طیبی این عزیزان هم در این مراسمات حاضر بشوند .
به امید موفقیت همه عزیزان طیبی در همه جای ایران زمین

پیدایش ظهور طیبی

بنام خدا

پیدایش و ظهور طیبی


ذکر طوایف لر بزرگ و امرای ایشان بیشتر در تاریح به میان میاید تا لرکوچک ؛ از آنجا که این طوایف بین عراق عرب و عجم و فارس و شولستان ساکن بوده اند، با اتابکان فارس و خلفای بغداد ارتباط داشته اند و از همه مهمتر مساکن ایشان برسر راه عراق عرب و دره های ( فهلیان کارون،مارون،کرخه ..) در فارس و سواحل دریا قراردارند و رفت و آمدهای مردم ایران جنوب غربی با عرب ها و عراق بایستی از طریق بلاد ( شهرهای ) آنها صورت گیرد و همین موقعیت جعرافیایی بلاد لر بزرگ و کوچک، خواه و ناخواه ایشان را در جریان زندگی همسایگان وارد میکرده است.

( ابوطاهر محمد اتابکان لر ) و برادرش سرسلسله اتابکان لرستان بزرگ

از خلفای عباسی بغداد بیعت میکردند و ابوطاهر در ریاست برادر مدتی از ایام را در دارالخلافه بغداد بسر میبرد و خلیفه مقداری از اراضی لربزرگ را به اقطاع به او وا گذاشت.

بعد از مراجعت به لربزرگ ابوطاهر به مناسبت قرب جوار با فارس درخدمت اتابکان سلغری (۵۵۶/۶۸۵) داخل شد و در لشکرکشی های او بخاک شبانکاره به او یاری نمود و لقب اتابکی یافت و به همین سبب است که فرزندان او را اتابکان لرستان نامیده اند. چون هیچگاه این اتابکان (لرستان بزرگ) درخدمت سلاجقه نبوده اند و مانند سایر اتابکان دیگر این عنوان و لقب را از آن سلاطین نگرفته اند به لقب اتابک سرافراز نمود تاریخ مغول ۴۴۳و۴.


طیبی ها که حضورشان از قرون اولیه اسلامی در آن نواحی تثبیت گشته و قرن های ۵ و۶ در بطن نقش بازیگران اصلی سلاجقه و خلفای عباسی قرار داشته اند از این موقعیت اقتصادی استفاده و بعنوان دیوانسالاران حکومتی و مالکین درکانون قدرت و ثروت بر موقعیت خود افزودند.


✅العالم و تاریخ الحکما ✅ و سایر کتب اطلاعاتی از صنعت پارچه بافی و تهیه پوشاک از جمله تالیس (لباس امروزه در بختیاری ) دربین طیبی ها میدهد، تهیه کنندگان ، خیاط ها و پارچه بافان و پارچه دوزان شاغلانی هستند که بهترین پارچه ها را تهیه و تدارک میدیدند و مسافران و سفیران دربار خلفای بغداد و عراق عرب(شامات و لبنان و..) مایحتاج خود را از طیبی ها خرید میکردند.

بدیهی است سفیران و مسافرانی که از عراق برمیگشتند و به سمت نواحی داخلی و مرکزی و شرقی ایران در سفربودند نیز از تجارت پارچه های گرانقیمت طیبی ها بهره ها میبردند.


کشف ظروف سفالین در خوزستان و نواحی شوش در قرون اولیه اسلامی ، گزارش دیگری است که صحت گفتار مورخین و جغرافیانویسان آن عصررا تایید میکند.

درکنار دو صنعت پارچه و سفال سازی ، سرزمین خوزستان و لرستان یکی از بزرگترین مراکز پرورش اسب در دنیابوده است تا جایی که اتابکان لر را هزاراسب و هزاراسبان گفته اند ( یکی از جعلیات تاریخ مسمی شدن اسب ایرانی و طیبی است که توسط تاجران عرب به سرزمین های دوردست صادر و بفروش میرسید و به این واسطه اسب ایرانی به اسب عربی معروف گشت و این خود حکایت مفصل و چه بسا فصل بزرگی در تاریخ ماست که در جای خودنگاشته خواهدشد). 🤔🤔🤔🤔


طییی ها با فرصت دانستن موقعیت سوق الجیشی اقتصادی به حکومت ها از پارچه و سفالینه و اسب به ثروت های کلانی رسیده اند بطوری که خود ممالک ماجوره (اجاره و قرار دادی) زیادی در خاورمیانه امروزی با عقد قراردهای دولتی و حکومتی اجاره میکردند. آنچه ملحوظ نظر این نوشته است طیبی هایی که خود را از نسل و منسوبین تاج الدین طیب (ریشه و منشا تمام طیبی های ایران زمین ) و یا آنهایی که سالها کهگیلویه در تصرف ملکی و اجاره ای حکومتی آنها بوده است میباشد.


افراسیاب لر جوان ناپخته و كم تجربه ای است که پس از مرگ پدر بر مسند اتابکان لر جلوس کرده است..روزی عرصه داشته اند که ولایت کهگیلویه با لرستان پیوسته است و از قدیم الایام مال آنجا داخل مقاطعه اتابکان بوده است، اگربار دگر حکم شود که در تصرف او باشد بیش از آنچه مقرری دیوان فارس است به خزانه خواهدفرستاد ایلخان فرمانی صادر کرد و کهگیلویه درتصرف افراسیاب لر در آمد.

حکام فارس عرصه داشتند کهگیلویه سرزمینی است حایل میان فارس و لرستان اگر از تصرف شیراز بیرون رود ضبط آن ممکن نگردد (شبیه صاحب منصبان دوره پهلوی و تاحدی عصر حاضر) .

ایلخان این رای را پسندید و چندبار فرمان شد تا کهگیلویه را پس بدهند و افراسیاب لر هربار عذری میاورد. افراسیاب بر این اکتفا نکرد و کوتوالان ( وابسته به حکومت فارس و مغولان) را بکشت 

و سپس همه کهگیلویه را به پسر عموی خود که پهلوان بود و یازده برادر داشت و خردمند قوم بود سپرد. افراسیاب از ادای مال سستی میکرد و به قاصدانی که برای جمع آوری مالیات میامدند التفاتی نمیکرد و آنان را جوابهای درشت میداد.

مستوفی مینویسد افراسیاب حتی به اندازه یک توبره اجازه علف به قاصدان دربار مغول نداد و......
طولادای از امرای مغول چون از قتل و غارت سورفیروزان (حوالی اصفهان) بپرداخت به قصد اتابک افراسیاب حرکت کرد در راه ابتدا با قزل جنگی رخ داد قزل یک منزل عقب نشست سپس میان افراسیاب و طولادای جنگ سختی درگرفت.

سپاه لر به کوه پناه برد با آنکه لرها مشرف بر کوه بودند تیرهاشان به ایشان نمیرسید. افراسیاب قصد هزیمت کرد و تاج الدین لالپا را گفت لحظه ای پایداری کند و لشکررا مشغول دارد تا به قلعه "یروه یا عروه (نام منطقه ای کوهستانی در شمال لنده /شهرستان طیبی در كهگیلویه ) امروزی
كه هم اکنون اروه خوانده میشود ( نگارش صحیح ان با الف میباشد نه باعین)رود.

تاج الدین پایداری کرد و افراسیاب به مانجشت (منگشت) رفت. طولادای به منگشت نرفت و ازانجا با لشکر مراجعت نمودو.....

خبر فوت ارغون خان در اصفهان فاش شد، قزل و سلغرشاه پسران حسام الدین دلاوری نمودند و در اصفهان شحنه نظامی حکومت راکشتند و شهر بدست گرفتند و اتابک افراسیاب در چنین وقتی این فرصت را غنیمت پنداشت و اسباب دولت خود انگاشت و اقربای خود را به امارات ولایات ،از حدود همدان تا دریای پارس نامزد حکومت نمود و اراده رهایی وطن را از چنگال مغول قویتر نمود و بدین شکل برا وبحرا از فارس تا بصره و بحرین و الحسا و سند و معبر در تملک حکومت مالیاتی جمال الدین ابراهیم بن محمد بن تاج الدین و خاندان طیبی قرار گرفت.

ملک اسلام جمال الدین با نواختهای سه گانه (سکه و خطبه و طبل پنج گانه بر درگاه ) با پرداخت اجاره سالیانه مالیاتی حکومت ، هرگونه تصمیم گیری درباره ارکان حکومتی و استقلال در انتخاب والیان را منحصرا در حیطه تو تمرکز اختیار خود در آورد و با پرداخت هزار تومان ، این شرط را با مغولان در میان گذاشته که احدی از قشون سرباز و یا امیر مغول در فارس نماند و از آن تاریخ به سربازانش دستورداد در ملوک محروسه اش با دیدن هر مغول ایشان را فی الفور بکشند.


و سروشی درگوش بادمیگفت ؛

آن راکه چارگوشه عزلت میسر است /
گو پنج نوبه بزن که شه هفت کشوری


۲۴ خرداد۱۳۹۶ شیراز علی حسینی بیشه

ویرایش / امیر طیبی

 

قسمت اول

و هو المحبوب

ناگفته های از تاریخ طیبی
ملک الاسلام طیبی ها

قسمت اول

 

فرمانروایی مالی خاندان طیبی؛

تلاش برای دورنگه داشتن
فارس ازحمله مغولان

 

ولن تنالو البرحتی تنفقون مماتحبون

مادامیکه از چیزهایی که دوستشان دارید انفاق نکنید نیکوکاری را نمیدانید


پس از مرگ ابش خاتون درسال ۶۹۰ تا بقدرت رسیدن گیخاتون ، دوره جدیدی از نا آرامی ها و بی ثباتی های دولت اتابکان فارس است.
تا آنکه درسال۶۹۲ ملک اسلام
شیخ جمال الدین ابراهیم طیبی در امور مالی و اقتصادی صاحب قدرت بسیار شد که این سرآغاز یک دوره جدید در تاریخ فارس است که آن را عصر خاندان طیبی مینامند .
آنان تا سی سال بعد قدرت بلامنازع فارس بودند که میتوان آن را
موفق ترین عصر اقتصادی پس از اسلام در ایران دانست.

دوره فعالیت طیبی ها


سراسر پادشاهی گیخاتون ، بایدوق ، غازان ، والجایتو ؛ را در برمیگیرد و تا ١٠ سال پس از به قدرت رسیدن ابوسعید آخرین ایلخان مغول حکومت این خاندان پایان یافت .

پشتوانه و نیروی محرکه همه این تحولات و تغیرات ، درآمدهای مالیاتی بود که به خرانه حکومتی واریز میشد و فارس همچنان مهمترین ایالت درآمد زایی برای مغولان به شمار می آمد .
خاندان طیبی با درک این واقعیت و توجه به تحولات داخلی و بیرونی حکومت ، مرکز استقرار خود را در کیش مستقر ساختند.
تنها پس از طیبی ها ملوک قیصری توانستند کیش را متصرف نمایند . ملوک لر که در غرب فارس مستقر بودند بواسطه روابط سببی و نسبی خود با طیبی ها توانستند به سر و سامان دادن و آبادگری در مناطق خود بپردازند.
ملوک شبانکاره سرگرم امور داخلی خود بودند و نیروی نظامی آنها از طریق تجارت با طیبی ها سود میبرد چون هم بعنوان سرباز به خدمت گرفته میشدند و هم کاروانهای مال التجاره آنها را تا شیراز همراهی میکردند.

پس از کشمکش های طولانی و قحطی فراوان که خود شرحی جداگانه دارد ، در ایالت فارس دیگر گردنکشی نمانده بود و مردم به فلاکت افتاده بودند اما مخارج لشکر و فشارهای بی امان مغولان نکودری صحراگردا در کویر و اصفهان ,و اطراف شیراز دیوانی همچنان وجود داشت .

به همین جهت حکومت مرکزی تصمیم گرفت در ازای مبلغی معین فارس را به کسانی که حاضر باشند مالیات آن را یکجا پرداخت نمایند اجاره دهد.

برای این منظور جمال الدین طیبی کل مالیه فارس را برای مدت چهارسال به مبلغ چهل میلیون دینار اجاره کرد و مبلغ یکسال را یکجا نقدا پرداخت نمود و با دربار این قرار را نمود که احدی مامور برای اخذ مالیات به فارس مراجعه ننماید چون باعث ایجاد هزینه و ناراحتی مردم میگردد.

خاندان طیبی با چاپ پول کاغذی برای اولین بار در تاریخ ایران در شیراز مرکز
-- چاوخانه --
دایر کردند که پنجاه هزار دینار صرف آن شد و با رواج چاو معامله استفاده از طلا و نقره در معاملات ممنوع گشت .
سپس خرید و فروش کاغذ را ممنوع تا چاو تقلبی نسازند . همچنین اعلام کردند ؛ تجار و بازرگانانی که از فارس به سفر خارج از مملکت میروند میتوانند طلا و نقره دریافت کنند (حفظ پشتوانه ارزی و جلوگیری از اصطلاح پولشویی به زبان امروزی و تثبیت شاخصه های تعادلی درسطوح اقتصاد کلان )
که این عمل خود موجب راحتی و خوشحالی مردم (مصرف کنندگان) صادرکنندگان و واردکنندگان کالاهامیشد .

منازعات ، مداخلات و دعاوی حقوقی و مالی فراوانی در تاریخ ثبت هست که درباریان ، ذی نفوذان و وابستگان سلاطین برای اخلال در روند حکومتی جمال الدین ابراهیم طیبی به محاکم قضایی کشانده و در تمام این دادگاهها وی حقانیت خود را ثابت کرده است از جمله دادگاهی که به مرگ عمیدالدین مظفر وبایدوق پسر عموی ایلخان مغول منجرشده است . جمال الدین چهره موفق اداری و سیاسی دردوره اتابکان فارس است که بیشتر به درستکاری و امانت داری معروف گشته است .
پسر وی فخرالدین و شمس الدین در کیش حاکم مالی و سیاسی بین المللی ایران در آن زمان بوده است .

کتاب شمس الحساب فخری
اثر ماندگار مدیریت مالی و اقتصادی به افتخار این دو برادر یعنی
شمس الدین و فخرالدین طیبی نامگذاری شده است.

همچنین برادر کوچکتر وی تقی الدین عبدالرحمان طیبی که وزیر پادشاه کشور معبر درنزدیکی و جنوب هند ( مالایا و سریلانکا) بود . تجار و
دریا نوردانی که میان ایران و چین و هند تجارت میکردند همه در خدمت ناوگان تجاری دریایی خاندان طیبی ها بوده اند.

فروش اسب که در جنوب ایران پرورش داده میشد همچنین صید گوهر و تجارت مروارید ،کالاهایی بود که بر ثروت بی حد و حصر این خاندان می افزود .درمتون قضایی فوق الاشاره از صید هزار و پانصد من مروارید یاد شده است.

نا گفته هایی از تاریخ

بنام خداوند بزرگ
ناگفته هایی از تاریخ
➖➖➖➖➖
طیبی ها ملک الاسلام
ما یلفظ من قول الالدیه رقیب عتید

هیچ سخنی را نمیگوید مگر اینکه در نزد ما نگهبانی برای آن آماده است سوره ق.

طیب شهری است در شمال خوزستان امروزی و از هرگونه چیزهای عجیب و غریب در این شهر نشان میدهند.
داودبن احمدطیبی میگوید شهر طیب را شیث بن آدم بنا نهاده است و از ابتدا اهالی آن برایین شیث نبی بوده اند.
عجایبی از طلسمات آن نقل میکنند و آنچه میگویند حالا باقی است.
یکی آن که در آن زنبور نیست و اگر بدانجا ببرند فی الحال بمیرد و دیگر کلاغ نیست و اگراحیانا باشد بانگ سرندهد و عقعق نکند.

سرزمین ایران در قرن شش و هفتم شاهد متلاطم ترین امواج تغیرات حکومتی و فرهنگی بوده است.
به گونه ای که در گوشه ای اعراب و زبان عربی و درکرانه دیگری ترکان قفقازی غزی و ترکمانان مغول ترکتازی میکردند.
استیلای چندساله خلفای عباسی و دولت های سلجوقیان ، خوارزمشاهیان با طلیعه طوفان زرد مغول روبه زوال است. بعداز وفات ملک سنجر ممالک اوبین برادر زادگان او تقسیم وبواسطه نزاع ایشان با یکدیگر به چندین ولایت مجزاتقسیم شده اند. چون غالب سلاطین سلاجقه تحت امر امرا و بزرگانی بنام اتابک بوده اند لذا قدرت حقیقی و فرمانروایان اصلی اتابکان بوده اند.
این اتابکان اندکی بعد سلاجقه را برداشته و خود سلطنتی مستقل تشکیل داده اند. از آنجاکه ترکان صحراگرد هیچ نوع تشکیلات اداری و حکومتی نداشته و به مملکت داری آگاه نبوده امر او بزرگان ایرانی بنام نایب السلطنه و نایب الحکومه مملکت داری میکردند از جمله خاندان طیبی

از ابتدای سال 691 تا 725 مملکت فارس و محروسه شیراز در قبضه حکومت ملک سعید شیح جمال الدین طیبی و اولاد او بوده اند.
در اول سلطنت غازان خان بعد از وفات بایدق کیخاتون احوال مملکت تبدل یافت.
و در سال پنجم حکومت او چون سالی گذشته بود از جلوس او مزید استظهار یافت.
از اولاد نامدار او ملک اعلم شمس الدین و ملک اعدل عزالدین قایم مقام و شهریار گشته اند.
بعد از وفات غازان خان محمود ملک عزالدین به جلوس الجایتو مستظهر گشته و در ملازمت سلطان بود.
بعداز وفات شیخ جمال حکومت فارس بکلی به او رجوع کردند و حكومت و ایالت و اولادشیخ جمال در بر و بحر و سایر اصقاع مملکت فارس استمرار گشت و شمول و شیوع پذیرفت.

در سال 625 میان ملک عزالدین عبدالعزیز و امیر مظفر سلغری جنگی عظیم افتاد. سلغر طریق فرار اختیار کرد و در آخر ذالقعده همان سال عزالدین در محروسه نیریز بسعایت و مشق بنحویان بقتل آمد و در شیراز جوار پدر (جمال الدین طیبی ) مدفون گشت. عده ای از خاندان طیبی از جمله شمس الدین را به قصبه سوهقان قزوین کوچاندند.
( طیبی های قزوین هم اكنون در گروه طیبی حاضر هستند ) از دریا تا صحرا بطرف معبر ، بصره ، قیس ،هرمز ، اسد و مجموع اصقاع فارس در استقبال والی و متصرف رکنی اولاد ایشان نیزماند.
در سال 692 شیخ جمال الدین طیبی که از نامداران و مالداران و معتبرین فارس بود و به تقوی و پاکدامنی اشتهار یافت از جانب ایلخان کیخاتون به ملک الاسلام یا ملک السلام ملقب گشته ، اجازه نوبت سه گانه زدن که از امتیازات بزرگ دوره مغول بوده یافته ، حکومت فارس برا و بحرا به او مفوض گردید .
یعنی ایالت فارس و جزایر را از ابتدای سال مذکور به مبلغ هزار تومان مغولی به مقاطعه دادند و او وجه مقاطعه سال اول را نقدا پرداخت کرد تا دیگر نواب و عمالی از طرف حکومت به فارس نفرستند .
در امارت ملک اسلام مردم از زحمت ترکمانان مغول راحت شدند و تجارت دریایی بین سواحل سند و هندوستان تا بحور فرنگستان توسعه بسیاریافت.
بعد از وفات ملک الاسلام عمل و شغلش را به ملک اعدل شیخ عبدالعزیز طیبی واگذاشت .
وی بدست خواهر الجایتوز هرکش شد و هلاک گشت . چون ایلخان استحضار یافت ملک عزالدین را به اردو طلبید و مبالغی به خسارت افتاد . بعد از مدتی استخلاص یافته به شیراز برگشت و دست از تعدی گشود . ملک اعدل شیخ عزالدین تا دوره سلطان ابوسعید بهادرخان متصدی کاربود اما استعداد و کفایت پدر را نداشت . پس از مرگش حکومت فارس و بنادر از صحرا و دریا رابه ملک شرف الدین اینجو رسید. اینجو یعنی خالصه و دریافت مالیاتی و آل اینجو بعدها در تاریخ ماندگار شدند.
با دسترسی به اطلاعات جدید و تامل و بازخوانی دوباره تاریخ همچنین واکاوی و چینش عوامل و مسایل تاریخی ، بسیاری از منابع غلط و تقلیدی و تحمیلی منسوخ و منقوض میشوند و افقهای تازه ای برروی چشمان پژوهندگان و جستجو گران حقایق تاریخی بازشده است و کتمان کردن و نگفتن این وقایع به هر دلیل طشت رسوایی مغرضین و نا آگاهی عامه را رسوا کرده و خواهدکرد

قسمت دوم

قسمت دوم

عدم همكاری طیبی ها در سال ۶٩٩ برای اداره مالیات باعث بروز خشونت هایی بین شولی ها . تركمن ها و همچنین مضایقه اقتصادی مردم ::

دولت را بر آن داشت
که با اجرای ""طرح""و کتک و آزار مردم را بصورت اجباری به خرید گندم و خرما وادار کنند .

سعدی شیرین سخن در کلیات خود به خاطره ماموران حکومتی اشاره ای به این موضوع دارد.

ز احوال برادرم به تحقیق
/دانم که ترا خبر نباشد

خرمای به طرح" میدهندش /
بخت بد از این بتر نباشد

اطفال برندو برگشان نیست/
خرما بخورند و زر نباشد

چندان بزنندش ای خداوند/
کز خانه رهش به در نباشد .

ملك جمال الدین در سال۷۰۶ هجری در شیراز وفات و در نزدیکی آرامگاه دارالسیاده بخاک سپرده شد.

پس از مرگ پدر ملک عزالدین جانشین و در اولین اقدام خواستار بركناری شحنه مغول ( ریس لشکرنظامی ) بنام آشتو میشود که انجام گردید .


در سال ۷۱۵ در هند وقایعی اتفاق افتاد که بر تجارت خلیج فارس اثراتی داشت زیرا پادشاهان دهلی بنام علاالدین لشکریانی را بقصد تصرف معبر گسیل کردند . چون شاه معبر شکست خورد شروع به تاراج و غارت اموال نمودند . در این احوال 
سراج الدین طیبی این شکایت را پیگیری و نتیجه بر این شد که اموال او را با تقسیط پس داده و پادشاهی معبر را در اختیار خاندان طیبی قراردهند . این وقایع بر موقعیت تجاری معبر اثرات منفی و باعث سرمایه گذاری و کسب ثروت 
بی حد و اندازه خاندان طیبی گردید . باظهور سلغریان و چوپانیان و مرگ ملک الاسلام شمس الدین حکومت خاندان طیبی ایران سال ۷۲۵ پایان میابد.

دوره سی ساله که خاندان طیبی در فارس و عراق و معبر بر خشکی و دریا حکمرانی داشته اند از نظر آسودگی مردم به گواه پژوهشگران بیطرف تاریخ استثنایی ترین دوره تاریخ بین مردم و حکومت است .

در این برهه اشخاص یا گروهی که بتوانند در حالی که مغولان در پشت دروازه های فارس خیمه زده ند ، دولت اتابکان را مدیریت نمایند وجود نداشت . موقعیت حکومتی اتابکان فارس بطور مشترک اداره میشد یکی شحنه (مغول) و دیگری مالی (طیبی) .

شحنه عهده دار نظامی گری و 
مالی ارکان سیاست و اداری دولت را میگردانند.
به تعبیر دیگر روی سخن اینست که فارس به درایت و سیاست طیبی ها از یک واحد سیاسی به موقعیت (ملک) تحول یافت .

خاندان طیبی که از میان دیوانسالاران خوزستان امروزی برخاسته بودند همواره رفتاری توام باشفقت و مردمداری را سر لوحه امور قراردادند و در همان حال رابطه خود را با هوشیاری و درایت در میان شاهزادگان و امرای مغول برای سالهای متمادی حفظ کردند.
قدرت و جمعیت رو به رشد لرها در نواحی کوهستانی غرب و شمال غربی فارس گاهی بطور مستقیم گرفته میشد ( بخاطر اینکه طیبی ها خود از چنین مکانی برخاسته بودند ) اینگونه اقدامات در دهه های بعد زمزمه شکل گیری واحدهای جمعیتی جدیدی را فراهم میساخت .

شهر قلهات و بندرسلاسل عمان برای باراندازی ، تقاطع ، بارگیری و تدارکات کشتی های بین المللی آن روزگار محل ترانزیت کالاهای گرانقیمت بوده است و همواره بعنوان مرکز بین المللی نظارت تجاری و اقتصادی خاندان طیبی بوده است.

برمکی ها ، بلعمی ها ، طیبی ها .. 
از خاندان های ایرانی اند که خدمات آنها در تاریخ چه بسا تکرار نشدنی است .

شباهت اوضاع اقتصادی و سیاسی این سالها ( دهه نود ) با آن مقطع تاریخی جمعی از اساتید دانشکده ادبیات و علوم انسانی را بران داشت که با تحقیق و واکاوی ادوار مختلف تاریخ ....

👇👇👇👇👇👇👇👇👇

عصرخاندان طیبی

☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️

را بعنوان برترین عصر اقتصادی در مقابل تحریم های سیاسی گزینش و پروفسور خیراندیش بعنوان پژوهشگر برتر تاریخ درسال۱۳۹۴ معرفی گردد .

روزنامه دنیای اقتصاد مورخه پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ در مقاله اقتصادی خود عصر خاندان طیبی را تکرار نشدنی و بعنوان "یک دوره درخشان" نامگذاری کرده است .

اسناد مالی این دوره در موزه بانک مرکزی و وزارت اقتصاد برای شیفتگان عصر خاندان طیبی موجود است .


خوزست و مردمداری را سر
خوشتران باشد که سر دلبران
گفته اید در حدیث دیگران

 

منابع؛
تاریخ وصاف
شیرازنامه 
فارسنامه 
سمط العلیا
تذکره هزارمزار
تاریخ الجایتو
جامع التواریخ
سعدی نامه
ارشیو روزنامه دنیای اقتصاد

هشتم آبان ۱۳۹۶ شیراز
علی حسینی بیشه / ایل طیبی

با تشكر از پوریا پورمحمدی و
آقایان جمشیدی و امیر طیبی و خانم نجمه كرمی و دیگر مشوقان

ویرایش ;: علی قنبری برزیان

زندگی نامه شهید حجت الاسلام محمدحسن طیبی

‍ زندگی نامه شهید حجت الاسلام محمدحسن طیبی
 

شهید محمدحسن طیبی در سال 1310 هجری شمسی در روستای روئین از اسفراین به دنیا آمد. تعلیم قرآن و مراحل ابتدائی را نزد پدر خود ملارحمانی فرا گرفت. در سن 10 سالگی پدرش فوت کرد و شهید طیبی روانه مشهد می شود. در سال 1350 به مکه مشرف شد. مبارزات وی پس از حوادث 1356 گسترش و منطقه را تحت تاثیر قرار داد، اعتماد مردم به ایشان دلیل بر انتخاب شدن برای نمایندگی شهر اسفراین شد. او همیشه دوستدار افراد متعهد و مومن بود ودر مباحث و مجاس در خط امام شرکت می کرد. و در یکی از همین مجالس همراه شهید مظلوم بهشتی و سایر یارانش به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

‍ شهدای ٧ تیر

شماره 48 -
حجت‌الاسلام محمدحسن طیبی: 

در سال 1310 در روستای روئین اسفراین به دنیا آمد. در ده سالگی پدرش را که یک روحانی بود، از دست داد (فرزند مرحوم ملا رحمان طیبی مکتب دار ،برادر مرحوم حاج ملاعبدالله طیبی مکتب دار ومعلم وشاعر بااخلاق ) و به مشهد عزیمت کرد. پس از طی مراحل سطح به اسفراین برگشت. مبارزاتش را از سال 1356 گسترش داد و ساواک به شدت برنامه‌های او را تحت کنترل گرفت و یک بار هم بطور مسلحانه به او حمله کرد.  پس از پیروزی انقلاب، به نمایندگی از طرف مردم اسفراین به مجلس شورای اسلامی راه یافت و در هفتم تیر 1360 به فیض شهادت نائل آمد .


برای اولین بار خاندان طیبی صنعت پول كاغدی یا ( چاو ) را از چین در حدود ٧۵٠ سال پیش وارد ایران كردند .

قزوین و اسفراین از مراكز چاپ اولین پول كاغذی ایران به اسم ( چاو ) بودند كه جمعیت زیادی طیبی دارند .

 

دکتر قاسم غنی

سلام

دکتر قاسم غنی ( وزیر فرهنگ رضاخان) ،


دکتر غنی کتابی را نوشت تحت عنوان تاریخ صوفیه و تاریخ عصرحافط و به خاطر اینکه بیشتر به شخصیت حافظ پی ببرد محیط مکان زمان شرایط و جمیع اوضاع داخلی و خارجی آن زمان را بررسی کرده است.
از این رو چون حافظ در عصر حکومت خاندان طیبی (ال طیبی) بدنیا امده بود مزید اطلاعات بیشتر چنین تحقیقاتی را میخواست .


علامه قزوینی و بهمن کریمی (دبیر مدارس شیراز ) از تاریخ و پیشینه طیبی ها کاملا مطلع و در آثارشان به این پیشینه اشاره نمودند.

درسال۱۳۱۰ بهمن کریمی را برای اطلاعات بیشتر و کاملتر از طیبی ها به میان ایل میفرستند تاشاید از رهگذر حوادث کتاب یا سندی از پیشینیان طیبی که شاید از گزند حوادث مصون مانده باشد بدست اورند.

کریمی اظهار میدارد انها انقدر از تاریخچه خود بی خبر و بی اطلاع بودند که هدف از سفر را برای میزبانان طیبی ام مطرح نکردم تا چه رسد به اینکه از آنها اطلاعاتی تازه بگیرم ،و از آنجا به بهانه دیدار از کتیبه های سولک باتفاق مرحوم محمدحسین خان راهی بهمیی شدیم 

 

 

پی نوشت ؛ در همین زمان با این همه اسناد و كتاب ارسالی باز هم طیبی ها از گذشته خود بی خبر هستند و حتی در خواندن مطالب ارسالی به كانال و گروه هم كم كاری و كم لطفی می كنند .

 

در بالا كتاب دكتر قاسم غنی به نام عصر حافظ ارسال شده كه در آن چندین و چند سند و چندین صفحه به خاندان طیبی اختصاص داشت .

میرزا محمد قزوینی

ميرزا محمد قزوینی در سال ۱۲۵۶ شمسی در دروازه قزوين تهران متولد شد. پدرش ملاعبدالوهاب قزوينی که مولفان چهارگانه "نامه دانشوران" بود در سال ۱۲۶۸ از دنيا رفت و خانواده او بی‌سرپرست ماند.

ميرزا محمد، تحصيل خود را در همان مدرسه‌ای آغاز کرد که پدر در آن مدرس بود. پس از فراگيری علوم متداول آن زمان مثل صرف و نهی، فقه، کلام و حکمت، شوقی وافر در فراگيری ادبيات عرب در خود یافت. شیخ فضل الله نوری، شيخ هادی نجم آبادی، سيد احمد اديب پيشاوری و محمدحسين‌خان فروغی از جمله اساتید او بودند. او در این دوران نزد محمدعلی‌ فروغی فرانسه می‌خواند و متقابلا به او عربی می‌آموخت.

قزوينی در تمام مدت جوانی که در تهران به کار تحصيل و تدريس مشغول بود، شوق وافری به کتاب‌های نسخ خطی و قديمی برای پژوهش و تحقيق در آن‌ها بروز می‌داد. در سال ۱۲۸۳ برادرش ميرزا احمد خان که در آن زمان در لندن به‌سر می‌برد، به او پيشنهاد می‌کند که سفری به لندن بيايد تا از کتابخانه بزرگی که در آن چنين نسخه‌های نادری يافت می‌شد، ديدن کند.

محمد قزوينی به نیت دوره‌ای موقت رهسپار سفر شد اما این دوره موقت سی و شش سال به طول انجامید. او با دیدن کتابخانه‌های لندن تصمیم به اقامت موقت در آنجا گرفت و مدت دو سال در لندن ماند. در آن‌جا با شرق‌شناسان از جمله پروفسور بوان متخصص ادبيات عرب، مسترالس کتابدار سابق "بريتيش موزييوم"، مستر آمدروز عضو امنای اوقاف گيب و بالاخره ادوارد براون که ريیس اوقاف گيب آشنا شد.
در سال ۱۲۸۴ (۱۹۰۶) وظيفه تصحيح و چاپ تاريخ جهانگشای جوينی از سوی براون به او محول گرديد و روانه پاريس شد، چرا که تنها در آن‌جا امکان دست‌يابی به مجموعه‌ای از نسخ خطی اين کتاب فراهم بود.

اقامت اوليه قزوينی در پاريس ۸ سال به‌طول انجاميد. او در اين دوران با جمعی از مستشرقين فرانسوی آشنا شد. در همين دوره بود که قزوينی با استاد علی اکبر دهخدا هم معاشرت و مشاوره داشت. دهخدا در اوايل دوره استبداد صغير از جمله مهاجران ملی ايرانی بود که به پاريس آمده بود. علامه دوره دوستی خود با استاد دهخدا را از زمره ايامی می‌داند که به قول خودش "تمتعی ... از عمر در جهان بردم ... و آرزو می‌کنم که باز قبل از مرگ يک بار ديگر اين سعادت نصيب من گردد."

تا آغاز جنگ اول در سال ۱۲۹۳ (۱۹۱۴) در پاريس به کارهای علمی و تحقيقی خود مشغول بود. با آغاز جنگ به توصيه حسينقلی‌خان نواب وزير مختار برلن، به برلين رفت. او در این دوران در فقر شدید به سر می‌برد و از کمترین امکانات زندگی بی‌بهره بود.

علامه قزوينی در دوره اقامت نزديک به پنج سال خود در برلين از همکاران سیدحسن تقی‌زاده در روزنامه کاوه بود و با ارتباطاتی که با ديگر متفکرين جنبش مشروطه در اين شهر داشت، به يکی از ارکان "برلنی‌ها" و به قول جمالزاده به "روح فياض" آن مجامع و محافل تبديل شد.

پس از خاتمه جنگ، با یاری دوست قديمی خود محمدعلی فروغی به پاريس بازگشت تا کار خود در تصحیح تاریخ جهانگشا را تکمیل کند. در همان‌جا بود که فروغی دریافت که قزوينی در مضيقه شديد مالی قرار دارد و درآمدی برای معاش ندارد. با پي‌گيری و وساطت او مقرر شد که از سوی دولت، مقرری سالانه‌ای برای علامه قزوينی درنظر بگيرند تا او با فراغ خاطر بيش‌تری به کارهای تحقيقی خود بپردازد. همچنین از سوی وزارت فرهنگ مبلغی در اختیار او گذاشته شد که از بعضی نسخ خطی نفیس عکسبرداری کند و به ایران ارسال دارد، و او جمعاً از ۱۶ کتاب عکس گرفت و همراه با مقدمه‌هایی که برای آنها نگاشته بود به ایران فرستاد.

با آغاز جنگ دوم در ۱۳۱۸ (۱۹۳۹) و با توجه به توقف دوباره کار تصميم گرفت که برای زندگی و ادامه کار به ايران بازگردد. در اواخر سال ۱۹۳۹ همراه با همسر ايتاليايی ‌الاصل و دخترش سوزان به ایران بازگشت.

از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۰ جز واگذاری تصحيح ديوان حافظ و شدالازار قدرشناسی بزرگی از او به‌عمل نيامد. پس از جلوس محمدرضا شاه جوان به تخت سلطنت در سال ۱۳۲۰ جلساتی هفتگی در کاخ مرمرتوسط شاه ترتيب داده شد تا به‌قول خودش با همنشينی در کنار چند نفر اهل علم و دانش "غذای روح" کند. قزوينی که ابتدا تمايلی به شرکت در اين جلسات نداشت، با اصرار دوست نزديکش، دکتر قاسم غنی و به همراه تعدادی ديگر از سرشناسان علم و ادب از جمله آقای دهخدا، در اين جلسات شرکت کردند و هربار سخنانی در تاريخ ادب و مشاهير ايران مطرح می‌کردند. تصحیح دیوان حافظ به همراه دکتر قاسم غنی یادگار این دوران از زندگی قزوینی است.

علامه قزوينی نهایتا در روز جمعه ۶ خرداد ۱۳۲۸ در تهران درگذشت و در شاه‌عبدالعظیم در کنار مزار ابوالفتوح رازی دفن شد.

طیبی مهد فرهنگ و ادب

سلام

#طیبی مهد فرهنگ و ادب

با آنکه دوره حکومت طیبی ها از مرگ سعدی تا تولد حافظ را بطور کامل پوشش میدهد ولی متاسفانه جامعه ادبی طیبی رغبتی به تاثیر پذیری طیبی ها بر فرهنگ و ادب ایران از آثار این دوستاره همیشه فروزنده ایران نداشته ( جوانان طیبی هم متاسفانه تغییر و تفاوتی با چندین نسل گذشته نكرده اند و فعالیت اجتماعی و هویتی مناسبی ندارند )

اما در ابعاد و آثار دیگر شاعران حکیمان طبیبان و منجمان ؛: طیبی ها دین خود را ادا و این دانشمندان هم کتابهایشان را در زیر چتر امن پادشاهان طیبی نگاشته و از آنها
(طیبی ها) با تکریم و احترام فراوان یادکرده اند.


از جمله این دانشمندان علامه قطب الدین شیرازی کازرونی الاصل است که کتاب مفتاح المفتاح خود را به خواهش خواجه همام الدین از شاگردان مبرز و برجسته خواجه نصیرالدین طوسی و از مشاهیر جهان و ثروتمندان که حکایت ملاقات او با شیخ سعدی معروف میباشد ساخته است.

درمقدمه کتاب چنان آمده که مصنف آن را به ""شمس الدین محمدطیبی ،جمال الدین ابراهیم طیبی،صدرالسعیدطیبی و شمس الدین محمدطیبی که از حاکمان نواحی مختلف ایران بوده اند تقدیم شده است.

از دیگر خدمات ماندگار و ناگفته در تاریخ ایران در مورد طیبی

"تکمیل زیج ایلخانی"و اتمام کار رصدخانه مراغه که پس از مرگ خواجه نصیر طوسی سالها بصورت نیمه ساخته بوده است میباشد.

امید است فرزندان برومند طیبی راه اجدادی خود را طی و سکان دار علم و دانش فرهنگ و ادب در همه صحنه ها باشیم...

قشقایی

کتاب خاطرات ملک منصورخان قشقایی
پسراسمائیل خان صولت الدوله قشقایی.
ملک منصور توضیح میده در خاطراتش که پدرم سردار اسمائیل خان قشون قشقایی را جمع کرد که به کمک تنگستانیهای بوشهر برود برای نبرد با انگلیسیها که از راه دریا حمله کردن و میخواستن جنوب ایران را تسخیرکنند.


در این نبرد از بویراحمد / طیبی و بهمئی کمک خواست و این سه ایل با قشقایی ها در اطراف کازرون بهم پیوستن و در دشتی بوشهر به تنگستانیها پیوستن و انگیلسیها را شکست دادن و نیروهای بیگانه با تلفات زیاد از بوشهر متواری شدن ولی متاسفانه این نبرد بنام دلیران تنگستان ثبت شد و مشخص نیست كه چرا اسمی از عشایر قشقایی. بویراحمد. طیبی و بهمئی که نقش اصلی داشتن برده نشد

جالبه در تاریخ معاصر هستیم و این اتفاقات می افتد 🤔🤔🤔🤔


با تشكر از علی یوسفی از طایفه روتلخی كه این مطلب تاریخی را ارسال كردند 🙏🙏

 

 

بخارای من ایل من

در جنگ جهانی و مقاومت دلیر مرد لر رییس علی و ادامه جنگ و حضور طیبی ها و... در آینده نزدیك

استاد بهمن بیگی

مرگ مهتر خانه

‍ سمیرم جلوتر از بویراحمدی ها به قلعه رسیدند و....

ولی نامی از طیبی در هیچ منبعی برده نشده است .

 

توضیح استاد بهمن بیگی در مورد ایل طیبی