بنام خدا
پیدایش و ظهور طیبی
ذکر طوایف لر بزرگ و امرای ایشان بیشتر در تاریح به میان میاید تا لرکوچک ؛ از آنجا که این طوایف بین عراق عرب و عجم و فارس و شولستان ساکن بوده اند، با اتابکان فارس و خلفای بغداد ارتباط داشته اند و از همه مهمتر مساکن ایشان برسر راه عراق عرب و دره های ( فهلیان کارون،مارون،کرخه ..) در فارس و سواحل دریا قراردارند و رفت و آمدهای مردم ایران جنوب غربی با عرب ها و عراق بایستی از طریق بلاد ( شهرهای ) آنها صورت گیرد و همین موقعیت جعرافیایی بلاد لر بزرگ و کوچک، خواه و ناخواه ایشان را در جریان زندگی همسایگان وارد میکرده است.
( ابوطاهر محمد اتابکان لر ) و برادرش سرسلسله اتابکان لرستان بزرگ
از خلفای عباسی بغداد بیعت میکردند و ابوطاهر در ریاست برادر مدتی از ایام را در دارالخلافه بغداد بسر میبرد و خلیفه مقداری از اراضی لربزرگ را به اقطاع به او وا گذاشت.
بعد از مراجعت به لربزرگ ابوطاهر به مناسبت قرب جوار با فارس درخدمت اتابکان سلغری (۵۵۶/۶۸۵) داخل شد و در لشکرکشی های او بخاک شبانکاره به او یاری نمود و لقب اتابکی یافت و به همین سبب است که فرزندان او را اتابکان لرستان نامیده اند. چون هیچگاه این اتابکان (لرستان بزرگ) درخدمت سلاجقه نبوده اند و مانند سایر اتابکان دیگر این عنوان و لقب را از آن سلاطین نگرفته اند به لقب اتابک سرافراز نمود تاریخ مغول ۴۴۳و۴.
طیبی ها که حضورشان از قرون اولیه اسلامی در آن نواحی تثبیت گشته و قرن های ۵ و۶ در بطن نقش بازیگران اصلی سلاجقه و خلفای عباسی قرار داشته اند از این موقعیت اقتصادی استفاده و بعنوان دیوانسالاران حکومتی و مالکین درکانون قدرت و ثروت بر موقعیت خود افزودند.
✅العالم و تاریخ الحکما ✅ و سایر کتب اطلاعاتی از صنعت پارچه بافی و تهیه پوشاک از جمله تالیس (لباس امروزه در بختیاری ) دربین طیبی ها میدهد، تهیه کنندگان ، خیاط ها و پارچه بافان و پارچه دوزان شاغلانی هستند که بهترین پارچه ها را تهیه و تدارک میدیدند و مسافران و سفیران دربار خلفای بغداد و عراق عرب(شامات و لبنان و..) مایحتاج خود را از طیبی ها خرید میکردند.
بدیهی است سفیران و مسافرانی که از عراق برمیگشتند و به سمت نواحی داخلی و مرکزی و شرقی ایران در سفربودند نیز از تجارت پارچه های گرانقیمت طیبی ها بهره ها میبردند.
کشف ظروف سفالین در خوزستان و نواحی شوش در قرون اولیه اسلامی ، گزارش دیگری است که صحت گفتار مورخین و جغرافیانویسان آن عصررا تایید میکند.
درکنار دو صنعت پارچه و سفال سازی ، سرزمین خوزستان و لرستان یکی از بزرگترین مراکز پرورش اسب در دنیابوده است تا جایی که اتابکان لر را هزاراسب و هزاراسبان گفته اند ( یکی از جعلیات تاریخ مسمی شدن اسب ایرانی و طیبی است که توسط تاجران عرب به سرزمین های دوردست صادر و بفروش میرسید و به این واسطه اسب ایرانی به اسب عربی معروف گشت و این خود حکایت مفصل و چه بسا فصل بزرگی در تاریخ ماست که در جای خودنگاشته خواهدشد). 🤔🤔🤔🤔
طییی ها با فرصت دانستن موقعیت سوق الجیشی اقتصادی به حکومت ها از پارچه و سفالینه و اسب به ثروت های کلانی رسیده اند بطوری که خود ممالک ماجوره (اجاره و قرار دادی) زیادی در خاورمیانه امروزی با عقد قراردهای دولتی و حکومتی اجاره میکردند. آنچه ملحوظ نظر این نوشته است طیبی هایی که خود را از نسل و منسوبین تاج الدین طیب (ریشه و منشا تمام طیبی های ایران زمین ) و یا آنهایی که سالها کهگیلویه در تصرف ملکی و اجاره ای حکومتی آنها بوده است میباشد.
افراسیاب لر جوان ناپخته و كم تجربه ای است که پس از مرگ پدر بر مسند اتابکان لر جلوس کرده است..روزی عرصه داشته اند که ولایت کهگیلویه با لرستان پیوسته است و از قدیم الایام مال آنجا داخل مقاطعه اتابکان بوده است، اگربار دگر حکم شود که در تصرف او باشد بیش از آنچه مقرری دیوان فارس است به خزانه خواهدفرستاد ایلخان فرمانی صادر کرد و کهگیلویه درتصرف افراسیاب لر در آمد.
حکام فارس عرصه داشتند کهگیلویه سرزمینی است حایل میان فارس و لرستان اگر از تصرف شیراز بیرون رود ضبط آن ممکن نگردد (شبیه صاحب منصبان دوره پهلوی و تاحدی عصر حاضر) .
ایلخان این رای را پسندید و چندبار فرمان شد تا کهگیلویه را پس بدهند و افراسیاب لر هربار عذری میاورد. افراسیاب بر این اکتفا نکرد و کوتوالان ( وابسته به حکومت فارس و مغولان) را بکشت
و سپس همه کهگیلویه را به پسر عموی خود که پهلوان بود و یازده برادر داشت و خردمند قوم بود سپرد. افراسیاب از ادای مال سستی میکرد و به قاصدانی که برای جمع آوری مالیات میامدند التفاتی نمیکرد و آنان را جوابهای درشت میداد.
مستوفی مینویسد افراسیاب حتی به اندازه یک توبره اجازه علف به قاصدان دربار مغول نداد و......
طولادای از امرای مغول چون از قتل و غارت سورفیروزان (حوالی اصفهان) بپرداخت به قصد اتابک افراسیاب حرکت کرد در راه ابتدا با قزل جنگی رخ داد قزل یک منزل عقب نشست سپس میان افراسیاب و طولادای جنگ سختی درگرفت.
سپاه لر به کوه پناه برد با آنکه لرها مشرف بر کوه بودند تیرهاشان به ایشان نمیرسید. افراسیاب قصد هزیمت کرد و تاج الدین لالپا را گفت لحظه ای پایداری کند و لشکررا مشغول دارد تا به قلعه "یروه یا عروه (نام منطقه ای کوهستانی در شمال لنده /شهرستان طیبی در كهگیلویه ) امروزی
كه هم اکنون اروه خوانده میشود ( نگارش صحیح ان با الف میباشد نه باعین)رود.
تاج الدین پایداری کرد و افراسیاب به مانجشت (منگشت) رفت. طولادای به منگشت نرفت و ازانجا با لشکر مراجعت نمودو.....
خبر فوت ارغون خان در اصفهان فاش شد، قزل و سلغرشاه پسران حسام الدین دلاوری نمودند و در اصفهان شحنه نظامی حکومت راکشتند و شهر بدست گرفتند و اتابک افراسیاب در چنین وقتی این فرصت را غنیمت پنداشت و اسباب دولت خود انگاشت و اقربای خود را به امارات ولایات ،از حدود همدان تا دریای پارس نامزد حکومت نمود و اراده رهایی وطن را از چنگال مغول قویتر نمود و بدین شکل برا وبحرا از فارس تا بصره و بحرین و الحسا و سند و معبر در تملک حکومت مالیاتی جمال الدین ابراهیم بن محمد بن تاج الدین و خاندان طیبی قرار گرفت.
ملک اسلام جمال الدین با نواختهای سه گانه (سکه و خطبه و طبل پنج گانه بر درگاه ) با پرداخت اجاره سالیانه مالیاتی حکومت ، هرگونه تصمیم گیری درباره ارکان حکومتی و استقلال در انتخاب والیان را منحصرا در حیطه تو تمرکز اختیار خود در آورد و با پرداخت هزار تومان ، این شرط را با مغولان در میان گذاشته که احدی از قشون سرباز و یا امیر مغول در فارس نماند و از آن تاریخ به سربازانش دستورداد در ملوک محروسه اش با دیدن هر مغول ایشان را فی الفور بکشند.
و سروشی درگوش بادمیگفت ؛
آن راکه چارگوشه عزلت میسر است /
گو پنج نوبه بزن که شه هفت کشوری
۲۴ خرداد۱۳۹۶ شیراز علی حسینی بیشه
ویرایش / امیر طیبی